برای هزارمین بار خدا رو شکر می کنم که خدایی که بعضیا با هک و دزدی شناختند بیست سال پیش بدون اینکه بخوام به حریم خصوصی کسی وارد بشم شناختم
و اون خدایی که من شناختم نیازی و کنترل همه چی نداره
از سریال دان تون ابی خوشم میاد چون نکات آموزنده زیادی داره
با مزه ترین و داناترین شخص این سریال مادر بزرگ این خانواده است که نکته های نابی میگه
جدیدا با شخصیت منفور این داستان آشنا شدم که یک ت ر نس است چون اعتماد به نفسش پایین است و احساس تنهایی می کند کارش شده فضولی و درست کردن نیروی اطلاعاتی که براش از هر جایی خبر بیارند
حالا این حکایت حکایت هکرهای بیکار و بب اعتماد به نفسیه که فکر می کنند با داشتن اطلاعات می توانند امور را کنترل کنند ولی غافلند که انرژی کیهانی و آگاهی و نور و هر چه که اسم اون را بتوان گذاشت در جریانه و تحت کنترل هیچ بشر دوپا و ضعیفی نیست
صبح زود خواب یک آدم عوضی رو دیدم و از خواب بیدار شدم و رفتم تو فکر آدم هایی که با فکر بسته ......
و یاد آدم های پر توقع فامیل و دانش آموزان تنبل و پر توقع یک جایی افتادم یک سومشون مادرشون تا لنگ ظهر خوابند و یا پدرهایشان به خاطر اعتیالدشون خوابند و حق و حقوق این بچه ها با پدرو مادر های نالایق فقط و فقط دست معلمان (نمی دونم بگم چی)این منطقه است مدیر بدبختی که یک دنیای فوق العاده کوچک داره در حدی که شبها بیکار میشه انشا با دخترش کار می کنه و ب
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی
تاريخ: يکشنبه
8 بهمن
1396 ساعت: 15:15